تبليغاتX
امید به ناامیدی


امید به ناامیدی

یاوری ها

  

واسه رگبار واسه بارون چتر دستاتو میخوام واسه ی برف زمستون تب حرفاتو میخوام

واسه ی تموم عمر پیشم بمون من تو رو هر روز میخوام حتی نه یک روز در میون

واسه وحشت ازسیاهی برق چشماتو میخوام واسه ثبت بیگناهی حرف لبهاتو میخوام

چی میخوای صدای التماسمو چه عاجزانه میگه پیش من بمون

چی میخوای شکستن غرورمو شاید بشیم هم آشیون

گل یخ اگه بی همزبون نبود به خدا یخ نمیزد آدم خوب کهیهو بد نمیشد سری به دوزخ نمیزد

اگه عشق سری میزد به آدما کسی سیا بخت نمیشد زندگی سخت نمیشد

نوشته شده در شنبه پنجم آبان 1386ساعت 9:9 توسط یاور| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ