آموخته ام که هميشه کسي هست که به ما احتياج دارد. آموخته ام که هيچ وقت هيچ وقت قضاوت نکنم. آموخته ام که انسان هاي بزرگ هم اشتباه مي کنند. آموخته ام که هميشه هميشه بخندم. آموخته ام که هرگز نگذارم کسي عصبانيتم را ببيند. آموخته ام که به انسان ها مانند سکوي پرتاب نگاه نکنم. آموخته ام که هرگاه که ترسيده ام ،شکست خورده ام. آموخته ام که غرور انسان ها را هرگز نشکنم. آموخته ام که هرگز وابسته کسي نباشم.
هزارو یک ترفند شاخه گلی مصنوعی را در میان گلهای شاداب گلدانت پنهان کردم و بر دفتر خاطراتم نوشتم : تو را دوست خواهم داشت تازمانی که آخرین گل پژمرده شود.
لينک ثابت|
نوشته شده توسط یاور در چهارشنبه نوزدهم مهر 1385 و ساعت 18:47
دیگه دارم میمیرم بیا پیشم عزیزم
از تنها بودن تو دنیامن که خیری ندیدم
یه روزی گفتی میرم پشت سرمو نمی بینم
گفتی موندن محاله با تو بودن خیاله
تو که تنهام گذاشتی رو قلبم پا گذاشتی
اما پشت سرت پلی رو واسه برگشت نزاشتی
لينک ثابت|
نوشته شده توسط یاور در پنجشنبه ششم مهر 1385 و ساعت 16:45