امید به ناامیدی
یاوری ها
هزارو یک ترفند شاخه گلی مصنوعی را در میان گلهای شاداب گلدانت پنهان کردم و بر دفتر خاطراتم نوشتم : تو را دوست خواهم داشت تازمانی که آخرین گل پژمرده شود.
آموخته ام که هميشه کسي هست که به ما احتياج دارد.
آموخته ام که هيچ وقت هيچ وقت قضاوت نکنم.
آموخته ام که انسان هاي بزرگ هم اشتباه مي کنند.
آموخته ام که هميشه هميشه بخندم.
آموخته ام که هرگز نگذارم کسي عصبانيتم را ببيند.
آموخته ام که به انسان ها مانند سکوي پرتاب نگاه نکنم.
آموخته ام که هرگاه که ترسيده ام ،شکست خورده ام.
آموخته ام که غرور انسان ها را هرگز نشکنم.
آموخته ام که هرگز وابسته کسي نباشم.


نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم مهر 1385ساعت
18:47 توسط یاور| |
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |









