کاش در دهکده ی عشق فراوانی بود
توی بازار صداقت کمی ارزانی بود
کاش دريا کمی از درد خودش کم می کرد
قرض می داد به ماهر چه پريشانی بود

من تورو تا بی نهایت میپرستیدم ولی هرگز نفهمیدی
التماست کردم ودر خود شکستم غرورمو بازم نفهمیدی
عاشق نبودی تا که بفهمی دردمو احساسمو
هرگز نخواستی تاکه ببینی ناله های قلبمو
دلمو شکستی برو دلمو شکستی برو
برو دیگه نه نمیخوامت
دلمو شکستی برو دلمو شکستی برو
فقط اینه جوابت برو برو دیگه نه نمیخوامت
به پای تو نشستم از عشقت مسته مستم
دلمو شکستی اما هنوز عاشقت هستم
از یاد من نمیری مردم از این اسیری چه کار کنم که امروز از عشق من تو سیری
دلمو شکستی برو دلمو شکستی برو
دلمو شکستی فقط اینه جوابت برو برو دیگه نه نمیخوامت
